تبليغاتX
دلتنگی

دلتنگی

حکمت وزش باد رقصاندن برگ ها نیست امتحان ریشهاست.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 19:54  توسط جوجه اردک و آب  | 

خصلت های مومن

رُوِي أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ:

لا يکْمُلُ الْمُؤْمِنُ إِيمَانُهُ حَتَّى يحْتَوِي عَلَى مِائَةٍ وَ ثَلَاثِ خِصَالٍ فِعْلٍ وَ عَمَلٍ وَ نِيةٍ وَ ظَاهِرٍ وَ بَاطِنٍ

فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) يا رَسُولَ اللَّهِ مَا يکُونُ الْمِائَةُ وَ ثَلَاثُ خِصَالٍ فَقَالَ يا عَلِي مِنْ صِفَاتِ الْمُؤْمِنِ أَنْ يکُونَ

از رسول خدا (ص) روايت شده که فرمودند ايمان مومن کامل نمي شود تا اينکه داراي 103 خصلت در فعل و عمل و نيت و باطن و ظاهر گردد آنگاه اميرالمومنين( ع) فرمودند يا رسول الله آن 103 خصلت کدامند؟ فرمودند يا علي از جمله صفات مومن اينست که:

جَوَّالَ الْفِکْرِ- جَوْهَرِي الذِّکْرِ- کَثِيراً عِلْمُهُ -عَظِيماً حِلْمُهُ-

انديشه اش بسيار متحرک و پوياست –ذاتا متذکر وبه ياد خداست –علم و دانشش فراوان –بردباريش بزرگ

جَمِيلَ الْمُنَازَعَةِ- کَرِيمَ الْمُرَاجَعَةِ- أَوْسَعَ النَّاسِ صَدْراً- وَ أَذَلَّهُمْ نَفْساً

خوش برخورد در کشمکش –بزرگوار در بازگشت و پذيرش –سعه صدرش از همه بيشتر –و نفسش از همه خاکسار تر است

ضِحْکُهُ تَبَسُّماً- وَ اجتماعه تَعَلُّماً- مُذَکِّرَ الْغَافِلِ- مُعَلِّمَ الْجَاهِلِ

خنده اش تبسم -گرده هماييش براي تعلم و يادگيري –تذکردهنده به غافل- و آموزنده جاهل است

لَا يؤْذِي مَنْ يؤْذِيهِ _وَ لَا يخُوضُ فِيمَا لَا يعْنِيهِ_ وَ لَا يشْمَتُ بِمُصِيبَةٍ

به کسي که آزارش مي کند آزاري نمي رساند – و در آنچه به دردش نمي خورد وارد نشود و هيچ کس را به مصيبتي سرزنش و شماتت نمي کند

وَ لَا يذْکُرُ أَحَداً بِغِيبَةٍ- بَرِيئاً مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ- وَاقِفاً عِنْدَ الشُّبُهَاتِ

و هيچ کس را با غيبت ياد نمي کند –از کارهاي حرام بيزار است –و در موارد شبهه قدم بر نمي دارد

کَثِيرَ الْعَطَاءِ- قَلِيلَ الْأَذَى- عَوْناً لِلْغَرِيبِ -وَ أَباً لِلْيتِيمِ

بخششش فراوان –آزارش بسيار کم –براي غريب و ناآشنا ياور –و براي يتيم پدر است

بُشْرُهُ فِي وَجْهِهِ- وَ حُزْنُهُ فِي قَلْبِهِ- مُسْتَبْشِراً بِفَقْرِهِ

شادابي و خرمي اش در چهره –وحزن و اندوهش در دل –و به نياز خود (به خدا ) خرسند است

أَحْلَى مِنَ الشَّهْدِ- وَ أَصْلَدَ مِنَ الصَّلْدِ- لَا يکْشِفُ سِرّاً- وَ لَا يهْتِکُ سِتْراً

شيرين تر از عسل- وسخت تر از سنگ است –و هيچ رازي را فاش نسازد –و هيچ پرده اي را ندرد

لَطِيفَ الْحَرَکَاتِ- حُلْوَ الْمُشَاهَدَةِ -کَثِيرَ الْعِبَادَةِ- حَسَنَ الْوَقَارِ

حرکاتش لطيف- ديدارش شيرين-عبادتش بسيار – وقارش نيکو

لَينَ الْجَانِبِ- طَوِيلَ الصَّمْتِ- حَلِيماً إِذَا جُهِلَ عَلَيهِ

برخوردش نرم –سکوتش طولاني است – اگر درباره او به ناداني رفتار شود حليم و بردبار است

صَبُوراً عَلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيهِ- يجِلُّ الْکَبِيرَ وَ يرْحَمُ الصَّغِير

برکسي که به او بدي کرده است شکيبا است –بزرگتر را گرامي داشته و به کوچکتر رحم مي کند

أَمِيناً عَلَى الْأَمَانَاتِ- بَعِيداً مِنَ الْخِيانَاتِ- إِلْفُهُ التُّقَى وَ حِلْفُهُ الْحَياءُ

بر امانت ها امين- و از خيانت ها به دور است –همدم او تقوا و هم پيمان او شرم و حياست

کَثِيرَ الْحَذْرِ- قَلِيلَ الزَّلَلِ- حَرَکَاتُهُ أَدَبٌ -وَ کَلَامُهُ عَجِيبٌ

پرهيزش بسيار –و لغزشش کم حرکاتش مودبانه –وگفتارش مايه شگفتي است

مُقِيلَ الْعَثْرَةِ- وَ لَا يتَّبِعُ الْعَوْرَةَ- وَقُوراً صَبُوراً- رَضِياً- شَکُوراً

از خطا و لغزش در مي گذرد –و در پي عيوب ديگران نمي رود –با وقار –صبور –خشنود و راضي –سپاسگذار

قَلِيلَ الْکَلَامِ- صَدُوقَ اللِّسَانِ- بَرّ-اً مَصُوناً

کم حرف –راست گفتار –نيکوکار-مصون –و محفوظ

حَلِيماً- رَفِيقاً- عَفِيفاً –شَرِيفاً- لَا لَعَّانٌ وَ لَا کَذَّابٌ

بردبار-رفيق و سازگار-پاکدامن –با شرافت است لعن کننده و دروغگو نيست

وَ لَا مُغْتَابٌ- وَ لَا سَبَّابٌ- وَ لَا حَسُودٌ- وَ لَا بَخِيلٌ- هَشَّاشاً بَشَّاشاً

غيبت کننده نيست –دشنام نمي دهد نه حسود است و نه بخيل –گشاده رو و شاداب است

لَا حَسَّاسٌ وَ لَا جَسَّاسٌ -يطْلُبُ مِنَ الْأُمُورِ أَعْلَاهَا- وَ مِنَ الْأَخْلَاقِ أَسْنَاهَا

نه ظريف و حساس است –و نه کنجکاو و جاسوس –از کار ها عالي ترين را طلب مي کند –و از اخلاق برجسته ترين را

مَشْمُولًا بِحِفْظِ اللَّهِ -مُؤَيداً بِتَوْفِيقِ اللَّهِ- ذَا قُوَّةٍ فِي لِين

حفظ خدا شامل حال اوست –به توفيق الهي ياري شده است –و در عين نرمش قوي است

وَ عَزْمَةٍ فِي يقِينٍ -لَا يحِيفُ عَلَى مَنْ يبْغِضُ- وَ لَا يأْثَمُ فِي مَنْ يحِبُّ

و تصميمش همراه با يقين –با کسي که دشمن باشد ستم نمي کند –و درباره کسي که دوستش دارد به گناه نمي افتد

صَبُورٌ فِي الشَّدَائِدِ- لَا يجُورُ وَ لَا يعْتَدِي- وَ لَا يأْتِي بِمَا يشْتَهِي

در سختي ها بسيار شکيباست –نه ستم مي کند و نه تجاوز –و هر چه دلش خواست انجام ندهد

الْفَقْرُ شِعَارُهُ- وَ الصَّبْرُ دِثَارُهُ -قَلِيلَ الْمَئُونَةِ- کَثِيرَ الْمَعُونَةِ

جامه زيرينش نياز (به خدا)- و جامه زبرينش صبر ومقاومت – هزينه و زحمتش اندک –کمک و ياريش بسيار

کَثِيرَ الصِّيامِ -طَوِيلَ الْقِيامِ- قَلِيلَ الْمَنَامِ- قَلْبُهُ تَقِي- وَ عِلْمُهُ زَکِي

روزه داري او بسيار –قيام و عبادتش طولاني –خوابش کم –قلبش پرهيزگار و علم و دانشش پاکيزه است

إِذَا قَدَرَ عَفَا -وَ إِذَا وَعَدَ وَفَى- يصُومُ رَغْباً -وَ يصَلِّي رَهْباً

هنگامي که قدرت يابد عفو نمايد – و هنگامي که وعده دهد وفا نمايد –با ميل و رغبت روزه مي گيرد –و با ترس و خوف نماز مي خواند

وَ يحْسِنُ فِي عَمَلِهِ کَأَنَّهُ نَاظِرٌ إِلَيهِ -غَضَّ الطَّرْفِ- سَخِي الْکَفِّ

چنان نيکو عمل مي کند که گويا او را مي بينند –ديده اش (از ناروا )فرو بسته –دستش باسخاوت است

لَا يرُدُّ سَائِلًا -وَ لَا يبْخَلُ بِنَائِلٍ- مُتَوَاصِلًا إِلَى الْإِخْوَانِ- مُتَرَادِفاً إِلَى الْإِحْسَانِ

در خواست کننده اي را رد نکند –ونسبت به دستاورد ديگران بخل نورزد –با برادران ارتباط وپيوستگي دارد –در نيکوکاري پياپي اقدام کند

يزِنُ کَلَامَهُ وَ يخْرِسُ لِسَانَهُ- لَا يغْرَقُ فِي بُغْضِهِ- وَ لَا يهْلِکُ فِي حُبِّهِ

سنجيده سخن مي گويد و زبانش را مي بندد-در خشم و دشمني غرق نشود – و در دوستيش هلاک نگردد

لَا يقْبَلُ الْبَاطِلَ مِنْ صَدِيقِهِ وَ لَا يرُدُّ الْحَقَّ مِنْ عَدُوِّهِ- وَ لَا يتَعَلَّمُ إِلَّا لِيعْلَمَ وَ لَا يعْلَمُ إِلَّا لِيعْمَلَ

باطل را از دوستش نمي پذيرد و در مقابله با دشمن حق را پايمال نمي کند –دانش را نمي آموزد مگر براي دانستن و آگاهي و نمي آموزد مگر براي عمل

قَلِيلًا حِقْدُهُ- کَثِيراً شُکْرُهُ- يطْلُبُ النَّهَارَ مَعِيشَتَهُ- وَ يبْکِي اللَّيلَ عَلَى خَطِيئَتِهِ

کينه اش اندک –شکروسپاس بسيار –در روز به جستجوي معاش مي پردازد ودر شب بر خطا وگناهش گريه مي کند

إِنْ سَلَکَ مَعَ أَهْلِ الدُّنْيا کَانَ أَکْيسَهُمْ وَ إِنْ سَلَکَ مَعَ أَهْلِ الْآخِرَةِ کَانَ أَوْرَعَهُمْ

اگر با اهل دنيا همراه شود زيرکترين آنهاست و اگر با اهل آخرت همراه باشد پارسا ترين آنهاست

لَا يرْضَى فِي کَسْبِهِ بِشُبْهَةٍ- وَ لَا يعْمَلُ فِي دِينِهِ بِرُخْصَةٍ

در کسب خويش موارد شبهه را نمي پسندد –ودر عمل به دينش دنبال عذر و رخصتي نمي رود

يعْطِفُ عَلَى أَخِيهِ بِزَلَّتِهِ- وَ يرْضَى مَا مَضَى مِنْ قَدِيمِ صُحْبَتِهِ

با خطا و لغزش برادر دينيش به عطوفت رفتار نمايد –و حق دوستي ديرينه را مراعات مي کند

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 18:58  توسط جوجه اردک و آب  | 

یاهو

یا هو

به گورستان گذر كردم صباحي
شنيدم ناله و افغان و آهي
شنيدم كله اي با خاك مي گفت
كه اين دنيا نمي ارزد به كاهي
به گورستان گذر كردم كم و بيش
بديدم حال دولتمند و درويش
نه درويش به خاكي بي كفن ماند
نه دولتمند برد از يك كفن بيش

ناتانائيل!اي كاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آن چيزي كه به آن مي نگري

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 18:51  توسط جوجه اردک و آب  | 

سوالات بدون پاسخ


1. چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟
۲٫ چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟
۳٫ چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟
۴٫ چرا تو خونه ۴٠ متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟
۵٫ چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟
۶٫ چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟
۷٫ چرا تو فروشگاه شهروند و هایپراستار و … چشم میدوزن به سبد همدیگه؟
۸٫ چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟
۹٫ چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟
۱۰٫ چرا وقتی می رن لباس بخرن بقیه مغازه ها رو هم نگاه می کنن؟
۱۱٫ چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟
۱۲٫ چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟
۱۳٫ چرا وقتی باطری کنترل تلوزیون تموم میشه دکمه هاشو محکمتر فشار میدن !؟
۱۶٫ چرا مردها روز زن فقط طلا و ادکلن کادو می خرند؟
۱۷٫ چرا فیلم زیاد می بینن ولی کتاب نمی خونن؟
۱۸٫ چرا اونهایی که زبانشون خوبه هم فیلم رو با زیرنویس نگاه میکنن؟
۱۹٫ چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟
۲۰٫ چرا زنها بچه برادرشون رو بیشتر از بچه خواهرشون دوست دارند؟
۲۱٫ چرا پدر دخترها تو خواستگاری کمتر از همه حرف می زنن؟
۲۲٫ چرا مراسم ختم ساعت ۴ بعد از ظهر تشکیل میشه؟
۲۳٫ چرا وقتی پشت سر یکنفر صحبت میکنن اصلا فکر نمیکنن این غیبته؟
۲۵٫ چرا زنها تو هر مهمونی نباید لباس تکراری بپوشن؟
۲۶٫ چرا تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه؟
۲۷٫ چرا وقتی شکلات تعارف میکنن اگه بیشتر از یکی بردارن زشته؟
۲۸٫ چرا بند کتونی رو دور مچ پا میبندن ولی بند کفش رو نه؟
۲۹٫ چرا بیدار شدن از خواب تو یه صبح ابری یا بارونی براشون خیلی سخته؟
۳۰٫ چرا واسه مهاجرت دنبال یه جای خوش آب و هوا می گردن؟
۳۱٫ چرا با اینهمه شاعری که در طول تاریخ دارن شعر ترانه هاشون رو مریم حیدرزاده میگه
۳۲٫ چرا با موسیقی سنتی نمیشه رقصید؟
۳۳٫ چرا سه تار سه تا تار نداره؟
۳۴٫ چرا قرارداد کارمندی رو کارفرماها تنظیم میکنن؟
۳۵٫ چرا اکثر ماشینها یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟
۳۶٫ چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟
۳۸٫ چرا زنها وقتی ابرو بر می دارن روحیشون بهتر میشه؟(چه ربطی داره ابرو با روحیه؟)
۳۹٫ چرا زنها لوازم ارایش رو روی شصتشون تست میکنن؟ چرا مثل کرم پشت دستشون نمی زنن؟
۴۰٫ چرا زنها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟
۴۱٫ چرا مردها فرق آرایش ۵٠ هزارتومنی با آرایش ١.۵ میلیون تومنی رو نمیفهمن؟
۴۲٫ چرا کادوهای عروسی رو یه روز بعد از عروسی (پاتختی) می دن؟
۴۳٫ چرا وقتی داماد می رقصه بهش پول می دن؟ مگه داماد رقاصه؟
۴۶٫ چرا مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟
۴۷٫ چرا راننده تاکسی ها از همه بدتر رانندگی میکنن؟
۴۸٫ چرا وقتی به تقاطع می رسن بجای ترمز رو گاز فشار میارن؟
۴۹٫ چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟
۵۰٫ چرا تو اتوبان دست انداز میذارن؟
۵۱٫ چرا کسی برای صبحونه کسی رو مهمون نمیکنه؟
۵۴٫ چرا سر عقد عروس دفعه سوم میگه بله؟
۵۵٫ چرا آدمها وقتی عکس میگیرن به یه جای نامعلوم خیره می شن؟
۵۶٫ چرا با اینکه همه فضولند از فضولی دیگران ناله می کنند؟
۵۷٫ چرااااااا….؟
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 17:6  توسط جوجه اردک و آب  | 

لحظه

لحظه ام پر شده از لذت

یا به زنگار غمب آلودست

لیک چون باید این دم گذرد

پس اگر می گریم گر یه ام بی ثمر است

و اگر می خندم خنده ام بیهوده است!

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مرداد 1389ساعت 19:46  توسط جوجه اردک و آب  | 

از من برای تو

از اینکه عاشق تو ام حس غرور می کنم   

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مرداد 1389ساعت 19:41  توسط جوجه اردک و آب  | 

                 همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی

                                                                       که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 19:19  توسط جوجه اردک و آب  | 

دل

کجاست هم نفسی تاکه شرح غصه دهم که دل چه می کشد از روزگار هجرانش مهربونم! تورو قسم به تنهاییت هادیم و ازم نگیر.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 4:21  توسط جوجه اردک و آب  | 

دل

کجاست هم نفسی تاکه شرح غصه دهم که دل چه می کشد از روزگار هجرانش مهربونم! تورو قسم به تنهاییت هادیم و ازم نگیر.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 4:18  توسط جوجه اردک و آب  | 

در مشکلات کاهی باید سکوت کرد شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 21:50  توسط جوجه اردک و آب  |